تاریخ لهستان

تاریخ لهستان


 

 

 
مروری بر تاریخ لهستان :
 
براساس اسناد تاريخي موجود اولين دولت در لهستان در اواخر قرن دهم ميلادي توسط مشكوي اول تأسيس گرديد. در اين دوره لهستان يها به دين مسيحيت گرويدند و شهر گنييزنو در غرب لهستان بعنوان اولين پايتخت اين كشور برگزيده شد. خاندان مشكو سلسلة پياست را تشكيل و قدرت لهستان را توسعه دادند. مهمترين دشمنان لهستان در اين دوره توتانيكهاي آلماني و تاتارها بودند.

لهستان طي قرون چهاردهم و پانزدهم شاهد جنگهاي زيادي بوده است كه مهمترين آنها نبرد تاتنبرگ بود كه واديسواف دوم پادشاه لهستان، شواليه هاي توتونيك را در تاتنبرگ به سختي شكست داد و پادشاه لهستان پيمان تورون را به آنها تحميل كرد. حدود دو قرن بعد، بار ديگر شواليه هاي توتونيك از لهستاني ها شكست خورده و همه سرزمين هاي خود به استثناي پروس شرقي را از دست دادند، كه حتي اين سرزمين نيز تحت قيمومت پادشاه لهستان قرار گرفت.

در سال 1610 ميلادي سلسله واسا در لهستان تشكيل شد. تحت سلسلة واسا،لهستان با سوئد، روسيه و تركيه جنگيد. در سال 1610 ميلادي لهستاني ها موفق شدند تا مسكو را اشغال كنند اما اين موفقيت كوتاه مدت بود. روس ها و سوئد يها نيز متقابلاً از دو سمت به سوي قلمروي لهستان پيشروي كردند. اين تهاجمات كه در سال 1655 ميلادي و توسط شارل دهم پادشاه سوئد و آلكسيس تزار روسيه صورت گرفت باعث شد بخش بزرگي از خاك اين كشور به جز شهر مذهبي چنسته خوا در جنوب لهستان اشغال گردد.
 
طي سالهاي 1660 و 1667 ميلادي، لهستان بخشهاي شرقي كشور خود را نيز از 1793 و 1795 ميلادي ، دست داد و اوكراين به روسيه واگذار گرديد. سالهاي 1772 سالهاي بسيار سخت براي لهستان بوده است. طي اين سالها امپراطوريهاي پروس، روسيه و اتريش هركدام بخشهايي از خاك لهستان را به خود ضميمه كردند كه فقط بخش اندكي از خاك لهستان باقي ماند كه آن بخش نيز در سال 1795 ميلادي نيز بين اين سه قدرت تقسيم گرديد. در زمان فردريك كبير امپراطوري پروس توسعه يافت و طي سه مرحله كل لهستان تصرف گرديد. مرحلة اول در سال 1772 ميلادي با تصرف پروس غربي، مرحلة دوم در سال 1792 ميلادي با تصرف شهرهاي تورون و گدانسك و در مرحله سوم كه در سال  1795 ميلادي صورت گرفت شهرهاي ورشو و قسمت مركزي اين كشور به صورت كامل به
تصرف قدرتهاي س هگانه در آمد. اين تحولات باعث گرديد تا بسياري از لهستاني ها از كشور فرار كنند. لهستان كشور مرفه و معتبر دوران رنسانس كه قرباني طمع همسايگان بزرگ خود پروس، اتريش و روسيه گرديده بود، در روز 24 اكتبر سال 1795 ميلادي از نقشه جغرافيايي اروپا ناپديد شد.
 
 
 
در ویدئو 8 دقیقه ای زیر شما میتوانید که انچه بر این سرزمین گذشته از اغاز تا به امروز را مشاهده کنید :
 
   
You probably do not have the Flash Player (Get Adobe Flash Player Here) installed for your browser or the video files are misplaced on your server!

 

 

 

اوضاع لهستان طي جنگ جهاني اول

در طول جنگ جهاني اول، در جنگ روسيه با كشورهاي آلمان و امپراطوري اتريش  مجارستان، خاك لهستان مورد تاخت و تاز اين كشورها قرار گرفت. در اين دوره مردم اين كشور خسارات زيادي را تحمل كردند. رهبران لهستان در پايان جنگ توانستند حمايت متفقين خصوصاً فرانسه را براي تشكيل كشور مستقل بدست آورند. در سال 1918 ميلادي لهستان به رهبري يوزف پيلسودسكي استقلال يافت. ويلسون رئيس جمهور آمريكا نيز در مادة 14 اعلامية مشهور خود در اين سال، بر استقلال لهستان تأكيد نمود. از اين رو در 28 ژوئن 1919 ميلادي براساس عهدنامة صلح ورساي، استقلال لهستان به رسميت شناخته شد و پار هاي از مناطق اشغال شده ازجمله شهر پزنان ،بخشهايي از مناطق سيليسيا و پومرانيا به اين كشور پس داده شد ولي از واگذاري بقيه سرزمين هاي لهستان خودداري كردند. بندر گدانسك (دانزيك) به شهري آزاد تبديل و مقرر گرديد زير نظر جامعة ملل اداره شود.
 
با آمادگي شوروي براي مذاكره با لهستان جهت واگذاري مناطق شرقي اين كشور، در سال 1920 ميلادي، در ريگا (پايتخت فعلي لتوني) پيش نويس پيمان صلح امضا شد و مرزهاي بين دو كشور در دويست كيلومتري شرق خط كرزن قرار گرفت. پيلسودسكي تا سال 1923 ميلادي فرمانده كل ارتش لهستان بود. وي در آن دوران بدليل ناآرامي سياسي از قدرت كناره گيري كرد. پيلسودسكي پس از 3 سال كناره گيري از قدرت در سال 1926 ميلادي مجدداً با را هاندازي و هدايت كودتاي نظامي، رهبري كشور را بدست گرفت. وي در سال 1927 ميلادي خود را رئيس جمهور
و نخست وزير لهستان معرفي كرد. پس از مرگ وي در سال 1935 ميلادي ناآراميهاي سياسي در اين كشور توسعه يافت و در آستانة جنگ جهاني دوم لهستان مجددا توسط متجاوزين اشغال شد.
 
 
اوضاع لهستان در جنگ جهاني دوم

در طول دهة 1930 ميلادي، آلمان نازي تقاضاي خود را مبني بر الحاق شهر آزاد گدانسك مطرح نمود و وقايعي را در مرز آلمان و لهستان سازماندهي كرد. در روز 23 اوت سال 1939 ميلادي در كرملين ريبن تروپ وزير امور خارجه آلمان و مولوتف وزير امور خارجة شوروي، پيماني را امضا كردند كه براساس آن، دو كشور به طور پنهاني تواقق كردند لهستان را ميان خود تقسيم كنند. از اين رو لهستان طي جنگ جهاني دوم آماج حملات اشغالگران نازي و سپس
متجاوزان شوروي براي بيرون راندن آلمان نازي از اين كشور بوده است. يكي از وقايع مهم اين دوران جنگهاي 63 روزه مردم شهر ورشو عليه آلمان نازي بود كه سرانجام آن، نابودي تمامي نهادهاي سياسي و نظامي و حتي جنبش زير زميني اين كشور بوده است. در فوريه 1945 ميلادي طي كنفرانس يالتا، دول پيروز در جنگ لهستان را در زمرة قلمرو و نفوذ شوروي قرار دادند. براي لهستاني ها اين وضعيت بدان معني بود كه آنان در جنگ مغلوب شده و بايد اين وضعيت را بپذيرند. جنگ جهاني دوم سرانجام در هشتم ماه مي 1945 ميلادي پايان يافت.
 
هزينه هاي جنگ براي لهستان: لهستاني ها در جنگ جهاني دوم شكست سنگيني را متحمل گرديدند. بيش از نيم ميليون نفر از مردان و زنان مبارز و جنگجو و بيش از 6 ميليون نفر افراد غيرنظامي ( 22 درصد كل جمعيت لهستان) در اين جنگ كشته شدند. آنها در زندان، اردوگاههاي مرگ، بمباران هوايي، جوخه هاي مرگ، سكونت در گتوي (محل سكونت يهوديان)، بيماريهاي شايع، گرسنگي و كارهاي طاقت فرسا درگذشتند. بيش از نيم ميليون نفر از كودكان در لهستان يتيم و همين تعداد معلول و از كار افتاده شدند. كشور 38 درصد دارائ يهاي خود را از دست داد. نيمي از كشور توسط ارتش شوروي بلعيده شده و دو مركز مهم فرهنگي لهستان بنام ويلنو (ويلنيوس پايتخت فعلي ليتواني) و لووف (شهري در جنوب اوكراين) بدست شوروي افتاد. بسياري از مهاجرين لهستاني آواره شدند و پس از جنگ به كشور مراجعت نكردند و در كشورهاي اروپايي و آمريكا اقامت گزيدند.
 
 
لهستان پس از جنگ جهاني دوم

با پايان يافتن جنگ جهاني دوم در هشتم ماه مي 1945 ميلادي، دولت موقت لهستان مناطق غربي اين كشور كه توسط آلمان اشغال شده بود را به تصرف در آورد. با تشكيل جمهوري دمكراتيك آلمان، جمعيت آلماني ساكن در اين مناطق به آن كشور رهسپار شدند. با انجام اولين انتخابات سراسري در لهستان در ژانويه سال 1947 ميلادي واديسواف گومولكا رهبر حزب كارگران كمونيست بعنوان رئيس دولت لهستان برگزيده شد. وي در سال 1948 ميلادي به دليل مخالفت با سياستهاي استالين از كار بركنار شد و بووسواف بيه روت بعنوان رهبر حزب كمونيست لهستان برگزيده شد. اين دوره كه مصادف با اوج ديكتاتوري استالين در شوروي بود رشد شتابان صنعتي براي لهستان پيشنهاد گرديد. در دسامبر اين سال احزاب كارگران و سوسياليست لهستان با يكديگر متحد و حزب متحدة كارگران لهستان را تشكيل دادند. طي دهة 1950 ميلادي اين كشور با حوادث خونيني روبرو بود كه مهمترين آنها سركوب كارگران كارخانجات شهر صنعتي پزنان در سال 1956 ميلادي توسط پليس ضدشورش لهستان بوده است. دولت شوروي براي آرام كردن قيام كارگران، هيأتي را به لهستان اعزام نمود كه سرانجام آن حضور مجدد، كومولگا رهبر سابق لهستان در صحنه سياسي اين كشور با موافقت بوده است.
 
طي دهة 1960 ميلادي اعتصابات سراسري دانشجويان توسط حكومت سركوب گرديد. عمليات يهودستيزي دولت گومولكا كه با حمايت وسيع مردم نيز روبرو گرديد موجب شد تا تعداد اندك جمعيت يهودي لهستاني به كشورهاي غرب اروپا، فلسطين و آمريكا مهاجرت نمايند. طي دهة 1970 ميلادي به دليل شرايط نامساعد زندگي، نارضايتي عميق از شرايط كاري و افزايش قيمت كالاهاي اساسي بويژه مواد غذايي، اعتصابات و ناآرامي سراسري شهرهاي شمالي كشور ازجمله گدانسگ، گدينيا و اشچچين را فرا گرفت كه سرانجام آن استعفاي گومولكا از رهبري حزب كمونيست و جانشيني وي توسط ادوارد گيه رك بوده است.
 
اقتصاد لهستان در سال 1973 ميلادي با افزايش قيمت نفت در جهان و به موازات آن افزايش قيمت كالاهاي اساسي در سال 1976 ميلادي، با ركود همراه بود. در اين سالها اعتراضات و اعتصابات زيادي در كشور به وقوع پيوست كه اكثر آنها به شدت سركوب گرديد. بالا رفتن حجم بدهي هاي خارجي، كمبود مواد غذايي و صنعت عقب مانده،دولت را مجبور كرد تا دور جديدي از اصلاحات اقتصادي را با كسب اعتبارات كشورهاي غربي آغاز نمايد.

در اكتبر سال 1978 ميلادي كاردينال يان كارول ووي تيلا سراسقف كليساي كراكف لهستان، بعنوان رهبر كليساهاي كاتوليك رومن جهان برگزيده شد. اولين سفر وي تحت عنوان پاپ ژان پل دوم به لهستان در ماه ژوئن سال 1979 ميلادي با استقبال با شكوه مردم و ابراز احساسات آنان همراه بود.
 
در سال 1980 ميلادي كشور با بحران عميق اقتصادي و اعتصابات كه در كارخانة كشتي سازي لنين در شهر گدانسك بوقوع پيوست مواجه بوده است. اين اعتصابات كارگري بدنبال مشكلات اقتصادي كه دولت طي دهة قبل با آن روبرو بود بوقوع پيوست. در 14 دسامبر 1980 ميلادي كارگران از كارخانه كشت يسازي در شهر گدانسك اعتصاب
خويش را عليه دفتر مركزي حزب كمونيست در اين شهر آغاز و خواستار آن شدند تا يك اتحادية تجاري مستقل تأسيس شود. اعتصابات كارگران كارخانه كشتي سازي گدانسكبه رهبري لخ والسا، در ابتدا شامل اصلاحات در قانون كار، اعطاي حقوق و آزاديهاي اساسي (آزادي بيان و مراسم مذهبي و در نهايت آزادي زندانيان سياسي) عنوان گرديده بود اما در ادامه درخواست صنفي اعتصابيون به درخواستهاي وسيع تر سياسي ازجمله آزادي فعاليت اتحاديه هاي تجاري در سراسر كشور گسترش يافت. سران اعتصابيون سرانجام قراردادي را با نمايندگان دولت وقت در ماه اوت سال 1980 ميلادي امضا كردند كه به موافقتنامه گدانسك يا موافقتنامه اوت مشهور است.
 
دامنه اعتراضات توسط اتحادي هي كارگري در گدانسك موجب بركناري ادوارد گيه رك از حكومت گرديد و استانيسواف كان ييا در سپتامبر 1980 ميلادي، به قدرت رسيد. با ادامه مخالفتهاي عمومي ژنرال ياروزلسكي بعنوان رهبر حزب كمونيست و  رئيس جمهور كشور برگزيده شد. وي علي رغم سركوب مبارزان در طول سالهاي 1989 1983 ميلادي سرانجام با رهبران اتحاديه همبستگي مصالحه نمود تا آنها در مذاكرات مربوط به تغيير حاكميت شركت نمايند.
 
 
لهستان در دوره اصلاحات

با تغيير نظام كمونيستي در لهستان طي سال 1989 ميلادي در دسامبر اين سال، مجلس نمايندگان لهستان با اصلاحات در قانون اساسي كشور، برنامه اصلاحات سياسي و اقتصادي دولت را پذيرفت. براساس اين تغييرات نقش حزب كمونيست در صحنه سياسي و مديريتي كشور كاهش يافت. نظام سياسي اين كشور از جمهوري مردمي به
جمهوري لهستان تغيير نام پيدا كرد و از نظر اقتصادي، سيستم اقتصاد بازار آزاد جايگزين اقتصاد متمركز گرديد. بدنبال آن حزب متحدة كارگران لهستان (حزب كمونيست) منحل شد. بسياري از دارائي هاي حزب كمونيست به دولت واگذار گرديد.

در ماه مي 1990 ميلادي انتخابات پارلماني نيمه آزاد در اين كشور برگزار كه سياستمداران هوادار اتحاديه همبستگي توانستند تعداد زيادي از كرسيهاي تعيين شده براي احزاب غير كمونيست را بدست آورند. با حضور قابل ملاحظه مخالفين رژيم كمونيستي در مجلس نمايندگان، تادئوش مازووييتسكي از اعضاي بلندپايه اتحاديه همبستگي در ژوئية 1990 ميلادي بعنوان نخست وزير معرفي و تغييرات زيادي در اعضاي هيأت وزيران صورت گرفت كه براساس آن وزراي كشور و دفاع كه از كمونيستهاي سابق بودند بركنار و افراد ديگري جايگزين آنها شدند. در اكتبر 1990 ميلادي اصلاحات ديگري در قانون اساسي صورت گرفت و ياروزلسكي از رياست جمهوري لهستان خلع و مقرر گرديد تا رئيس جمهور در انتخابات سراسري برگزيده شود. در دسامبر اين سال نخستين انتخابات رياست جمهوري در اين كشور برگزار كه لخ والسا رهبر اتحاديه تجاري همبستگي به رئيس جمهور لهستان برگزيده شد. در اوايل سال 1991 ميلادي، لخ والسا از كژيشتوف بيلتسكي درخواست كرد تا بعنوان نخست وزير دولت جديد را تشكيل دهد. اين دوره با شروع اصلاحات اقتصادي، خصوصي سازي و افزايش قيمت ها مصادف بود.
 
در سال 1991 ميلادي نخستين انتخابات پارلماني آزاد در لهستان برگزار گرديد. در اين انتخابات اگرچه بيش از صد حزب با گرايشات مختلف سياسي حضور يافتند. اما هيچ كدام از احزاب حاضر در انتخابات نتوانستند به تنهايي بيش از 13 درصد آرا را بدست آورند. در نوامبر 1991 ميلادي والسا از يان اولشفسكي خواست تا ضمن قبول نخست وزيري، اعضاي دولت خود را به پارلمان معرفي كند. اما وي نيز نتوانست بيش از چند ماه كشور را اداره كند. متعاقب آن لخ والسا از خانم هانا سوخوتسكا درخواست كرد تا 1 سال بيشتر دوام نيافت. با استعفاي وي در ژوئية / دولت را تشكيل دهد. دولت وي 5 1993 ميلادي و عدم تفاهم احزاب موجود در مجلس نمايندگان، در معرفي فرد مناسب براي تصدي پست نخست وزيري، سرانجام رئيس جمهور با توجه به دارابودن اختيارات قانوني، مجلسين نمايندگان و سنا را منحل و دستور برگزاري انتخابات زودرس را صادر كرد. انتخابات پارلماني برگزار شده در سپتامبر 1993 ميلادي به شكست راست گرايان هوادار همبستگي و پبروزي كمونيستهاي سابق منتهي شد. و SLD با بازگشائي مجلسين نمايندگان و سنا، دو حزب اتحاديه چپ دمكراتيك دولت ائتلافي با يكديگر را تشكيل دادند. با تشكيل دولت ائتلافي در PSL دهقانان اكتبر 1993 ميلادي والدمار پاولاك رهبر حزب دهقانان به نخست وزيري برگزيده شد.
 
روابط بين رئيس جمهور و نخست وزير در اين دوره بسيار تيره بود. والسا، نخست وزير را به كندكردن اصلاحات اقتصادي متهم مي نمود. در ژانويه 1995 ميلادي، والسا از پاولاك خواست كه استعفا دهد از اين رو ائتلاف حاكم تصميم گرفت براي تداوم اين ائتلاف يوزف اولكسي رئيس وقت مجلس نمايندگان كه از مقامات بلندپايه حزب اتحاديه
چپ دمكراتيك بود را بعنوان نخست وزير به والسا معرفي نمايد. در نوامبر 1995 ميلادي لهستان دومين انتخابات آزاد رياست جمهوري پس از تغيير نظام كمونيستي را پشت سر گذاشت. در اين انتخابات آلكساندر كواشنييفسكي توانست در رقابتي فشرده و در دور دوم با كسب SLD رهبر اتحاديه چپ دمكراتيك 51/7 درصد آرا بر لخ والسا پيروز شود. با شروع رسمي رياست جمهوري كواشنييفسكي در سال 1996 ميلادي، وي با پيشنهاد مجلس نمايندگان، با نخست وزيري آقاي ووجيميژ چيموشويچ كه از رهبران حزب اتحاديه چپ دمكراتيك بود موافقت نمود. طي سالهاي 1996 و 1997 ميلادي رئيس جمهور، دولت و پارلمان در اختيار كامل كمونيست هاي سابق بوده است.
 
انتخابات پارلماني سپتامبر سال 1997 ميلادي تحول ديگري در لهستان بود. زيرا راست گرايان هوادار همبستگي با تجديد سازماندهي و ايجاد حزب جديدي تحت عنوان توانستند اكثريت كرسيهاي مجلسين نمايندگان و سنا AWS اقدام انتخاباتي همبستگي را بدست آورند و با حزب ليبرال اتحاديه آزادي دولت ائتلافي را تشكيل دهند. از اين رو ائتلاف حاكم آقاي يژي بوزك از حزب اقدام انتخاباتي همبستگي را به نخست وزيري برگزيد و اعضاي دولت از بين دو حزب ائتلافي برگزيده شدند. در ماه آوريل سال 1999 ميلادي لهستان بطور رسمي به عضويت سازمان پيمان در آمد. (NATO) آتلانتيك شمالي در اكتبر سال 2000 ميلادي در سومين انتخابات رياست جمهوري انجام شده در لهستان پس از سقوط نظام كمونيستي، كواشنييفسكي رئيس جمهور وقت بدون داشتن رقيبي جدي توانست اين بار در دور اول انتخابات با كسب 54 درصد آرا بعنوان رئيس جمهور لهستان برگزيده شود.
 
در سپتامبر سال 2001 ميلادي در چهارمين انتخابات پارلماني در لهستان اين بار نوبت كمونيستهاي سابق بود كه بتوانند اكثريت كرسيهاي مجلسين نمايندگان و سنا را تصاحب كنند. از اين رو پس از ائتلاف احزاب اتحاديه چپ دمكراتيك، دهقانان، اتحاديه كار و چند حزب ديگر دولت ائتلافي تشكيل و لشك ميلر رهبر اتحاديه چپ دمكراتيك به نخست وزيري لهستان برگزيده شود و اعضاي كابينة خود را از احزاب ائتلافي انتخاب كند. مشاركت لهستان در ائتلاف با آمريكا در حمله به عراق در مارس 2003 ميلادي و اعزام تعداد زياد نيروهاي نظامي به اين كشور موجب گرديد تا كنترل بخش مركزي عراق به اين كشور واگذار گردد. با گسترش نيروهاي لهستاني در عراق، بسياري از نظاميان كشورهاي مهم اروپائي تحت كنترل سرفرماندهي لهستان قرار گرفتند. عضويت لهستان در اتحاديه اروپا در ماه مي سال 2004 ميلادي را مي توان مهم ترين تحول در لهستان پس از سقوط كمونيسم در اين كشور دانست. زيرا لهستان توانست به آرزوي ديرينه خود كه همانا پيوستن كامل به ساختارهاي اروپايي بوده است نايل آيد.
 
در انتخابات پارلماني سپتامبر و رياست جمهوري اكتبر سال 2005 ميلادي احزاب محافظه كار قانون و عدالت و ليبرال خط مشي مدني توانستند قواي مجريه و مقننه را در كنترل خويش درآورند. حزب قانون و عدالت كه اكثريت كرسي ها را در پارلمان از آن خود نموده بود در ائتلاف با برخي احزاب كوچك نتوانست بيش از 2 سال دولت را اداره كند كه بر اثر
تداوم اختلافات، سرانجام رئيس جمهور در سپتامبر 2007 ميلادي مجلسين نمايندگان و سنا را منحل و دستور انتخابات زودرس را صادر كرد. در انتخابات جديد پارلماني كه در 21 اكتبر اين سال برگزار شد حزب ليبرال خط مشي مدني پيروز و با حزب كوچك دهقانان براي تشكيل دولت جديد ائتلاف نموده است.

منبع: دفتر مطالعات سياسي و بين المللي